تبليغاتX
آزادراه
میزان رای نظام است

حدود دو ماه از شروع تدریسم می گذرد. فکر میکنم دو ماه فرصت خوبی برای نوشتن این مطلب باشد.

نمی خواهم به نقد نظام آموزشی بپردازم که این کار مستلزم ساعت ها کار کارشناسی و بررسی و تحلیل است. قصد دارم فقط روی یک موضوع قدری بحث کنم.

روزهای اول با قدری دلهره و اضطراب به مدرسه می رفتم این اضطراب از جنبه های مختلف به وجود می آمد:

از جهت اینکه شاید از عهده کار برنیایم یا نتوانم وظیفه ای که بر دوشم نهاده شده را به خوبی انجام دهم یا از این جنبه که توان درک روحیات و رفتارهای دانش آموزان را نداشته باشم و مواردی دیگر از جمله اینکه از پس سوالات متنوع آنها بر نیایم.

می خواهم قدری روی مورد اخیر صحبت کنم. اگرچه معتقدم هر کس دانش پاسخ به سوالی را ندارد باید در نهایت احترام عذرخواهی کند و البته همین کار را هم انجام می دهم ولی ترس من از این بود که این مشکل در مسائل درسی پیش بیاید.

اما در همان دو هفته اول متوجه شدم ترس من بی مورد است چرا که متاسفانه سواد به اصطلاح دانش آموزان در حدی نیست که اینچنین سوالاتی بپرسند.

بچه ها با پایه درسی ضعیف به سالهای بالاتر می روند و البته فاجعه اینجاست که همین افراد با نمرات بسیار خوب سالهای قبل را سپری کرده اند.

نگارنده ریشه مشکل را اتکای بیش از حد به حفظ کردن مطالب می دانم. به عبارت دیگر دانش آموزان حفظی بار آمده اند تا حدی که حتی حاضر نیستند کتاب درسی را به خوبی مطالعه کنند. انتظار دارند تمام سوالات از مسائل گرفته تا حتی سوالات متن برایشان مشخص شده و سوالات امتحان دقیقا از همانها طرح شود. که در این مورد تقصیر را متوجه معلمان می دانم.

من سعی کردم با این موضوع مبارزه کنم یعنی به دانش آموزان جزوه ندادم و سوالات را مفهومی طرح کردم اما با افت شدید نمرات مواجه شدم. با این حال معتقد بودم ادامه کار به این صورت نتیجه بخش خواهد بود. تا حدودی هم به این مسئله رسیدم و دانش آموزان در ارزشیابی های بعدی نمرات بهتری کسب کردند.

اما مشکل این است که این خانه از پای بست ویران است. هیچ کس حاضر نیست هزینه ای در جهت بهبود کیفیت آموزش بدهد. در این مدت مدیر، معاون و معاون پرورشی چند بار مرا به علت اظهار نارضایتی دانش آموزان بازخواست کرده اند و از پایین آمدن تراز مدرسه بیم داشتند.

از آن طرف اداره آموزش و پرورش به علت کمبود بودجه هیچ هزینه ای برای روزهای تعطیل مدارس شبانه روزی نمی دهد و در نتیجه دانش آموزان را باید به اجبار به مرخصی فرستاد.

با این اوضاع به هم ریخته و در این نظام آموزشی که رکن اصلی آن یعنی دانش آموز فراموش شده است تعدادی اندک از معلمان دلسوز که قصد دارند کاری انجام دهند آیا واقعا کاری از دستشان بر می آید؟ آیا توان ایستادگی دارند یا باید همرنگ جماعت شوند؟

من به عنوان یک معلم می توانم در یک بازه زمانی دو هفته ای کاری انجام دهم که تمام دانش آموزان از روش کاری ام راضی شوند و نهایتا همه شان با نمرات عالی قبول شوند. البته با این کار درصد قبولی من هم بالا می رود، تراز مدرسه رشد می کند و اداره به عملکرد من مهر تایید می زند.

ولی تنها کسی که این وسط ضرر می کند دانش آموز است و بس. همان رکن اصلی نظام آموزسی که متاسفانه به دست فراموشی سپرده شده است.

 

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 9:25 AM  توسط اپوزیسیون  | 

بعد از مدتها دوباره سراغ وبلاگم رو از خودم گرفتم

گفت: نمیدونم شاید هنوز وجود داشته باشه

گفتم: امیدوارم وجود داشته باشه

گفت: البته باید امیدوار باشی دسترسی بهش امکانپذیر باشه...

گفتم: ان شاالله

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 7:11 PM  توسط اپوزیسیون  | 

غنچه با دل گرفته گفت:
 زندگی
لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه وگل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر میکنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد اوگل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!
داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 1:24 PM  توسط اپوزیسیون  | 

انتصاب نامشروع کذاب بزرگ، دکتر؟ احمدی نژاد به ریاست جمهوری؟ اسلامی؟ ایران را به همه مردم  اسرائیل، ایهود باراک، اوباما،کلینتون، سارکوزی، مجتبی خامنه ای، آیت ا... خامنه ای، آیت ا... مصباح، حزب لیکود، سپاه، بسیج، لباس شخصیها، و....... تبریک و کودتای سیاه  22 خرداد را به ملت شریف ایران تسلیت عرض مینماییم.  

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:29 PM  توسط اپوزیسیون  | 

سلام به همه دوستان

         

بدین وسیله به اطلاع ملت شهید پرور ایران علی الخصوص دوستان وبلاگ نویس میرساند این وبلاگ همزمان با آفرینش حماسه ملی در روز بیست و دوم خردادماه چهار ساله می شود.

این وبلاگ که چهار سال پیش با اهدافی از قبیل انتقاد از وضع پیش رو و وضع موجود در آینده ایجاد شد قصد دارد در آستانه چهار سالگی و در پی تغییر هیئت اجرایی کشور، نام خود را به «آزادراه» تغییر دهد.

لذا از تمامی دوستانی که در طول این چهار سال ما را با انتقادات، پیشنهادات و ...ات خود یاری کردند صمیمانه تشکر و قدر دانی می نماییم و همچون گذشته دست نیاز خود را به سوی آنان دراز نگه می داریم.

همچنین از تمامی دوستانی که اقدام به تبادل لینک نموده اند تقاضا می شود نام لینک ما را به «آزادراه» تغییر دهند.

امید که بتوانیم در جهت نیل به اهداف متعالی ملت عزیز گامی مثبت هرچه کوچک برداریم.   آمین

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 4:13 PM  توسط اپوزیسیون  | 

۱- معرفی مظلوم به آحاد ملت مظلوم:

برخوردهاي بسيار غيرمنصفانه و ظالمانه بلکه دروغ پردازي هاي بزرگ و تخريب بي سابقه اي که عليه این دولت انجام شده است درطول تاريخ بعد ازانقلاب ما نداشتيم.

دوستاني که تصميم گرفتند وارد عرصه بشوند احساس کردند که در هيچ يک از عرصه هاي مثبت و سازنده قدرت رقابت با اين دولت را ندارند.

درعرصه بين الملل متاسفانه پيروزيهاي بزرگ ملت را هم انکار کردند خدمات دولت را بطور مطلق منکر شدند.

۲- پاسخگویی:

این موضوعاتی که آقای کروبی گفتند اصلا نیاز به پاسخ ندارد.

فیلم هاله نور کاملا جعلی است.

درمورد قصد دزدیدن من بروید از خود آمریکاییها بپرسید.

يکي از زيباترين کارهاي جمهوري اسلامي آزادي ملوانها بود.

خاتمی دکتر نیست بلکه کردان دکتر است.

قضیه اون پوله هم اینطوری نبود در واقع اشتباه شده بود یک جایی ریال را با دلار جمع زده بودند....

۳- مردم یابی:

ما چرا بايد مردم را از خودمان نااميد کنيم چرا بايد اينقدر خودمان را شيفته قدرت نشان بدهيم.

از توهين به فهم وشعور مردم ومنافع مردم نمي توانم بگذرم.

من بايد ريشه اين بد اخلاقي ها ، اين جفا ها و اين فريب ها را به مردم بگويم.

۴- کمک به همنوع:

درهمين عرصه رقابت هم رقابتي بين چهار نفر نيست سه نفر عليه يک نفر است.

خوب شد که من هم داوطلبم والا اين سه عزيزي که امروز کانديدا هستند چه مي خواستند به مردم بگويند.

۵- خودکفایی:

من بعضي وقتها دلم مي سوزد يک اطلاعاتي را شما مطرح مي کنيد که مي دانم از روي بي اطلاعي است.

استنادش هم به حرف يک عده اي است که من نمي دانم اين عده کي هستند.

فکر مي کنم اگر تمام قضاوتهاي شما براساس اين استنادات باشد بايد يک تجديد نظر جدي بکنيد.

به شما علاقه مندم اين جور قضاوت براساس اطلاعات غلط اين بد است.

من نمي دانم از کجا اين اطلاعات را مي آورد.

۶- لب مطلب:

از ملت عزیز ایران می خواهم که اجازه بدهند این خادم، چهار سال دیگر هم در خدمت شان باشد.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 3:10 PM  توسط اپوزیسیون  | 

وقتی به گفتمانهای انتخاباتی نامزدها توجه می کنیم مشاهده می کنیم که افراد زیادی آقای حمدی نژاد را به دروغگویی و سیاهنمایی متهم می کنند.

اما آنچه اینجانب از مشاهده و توجه و پیگیری صحبتها به آن رسیدم و معتقد شدم چیزی غیر از این است.

به نظر بنده دکتر احمدی نژاد راستگوترین نامزد است..... علت را مختصرا شرح خواهم داد:

هر سه نامزد دیگر هر کدام لیستی از کارهای آینده ارائه می دهند که شدیدا معتقدم هیچ کدام قادر نخواهند بود آن طومار بلند بالا را بطور کامل اجرا کنند. اما دکتر احمدی نژاد نه تنها چنین برنامه ای ارائه نمی دهد بلکه در بیاناتش مدام از خصوصیات حکومت اسلامی و حکومت عدل الهی و... سخن می گوید. اما نمیگوید قصد دارد چه کاری انجام دهد یا اینکه آیا قصد برفراری چنین حکومتی را دارد یا نه؟!!

بنابراین ایشان در صورت رای آوردن هیچ گاه تحت بازخواست قرار نخواهند گرفت و نیازی نیست پاسخگو باشد که چرا وعده هایش را اجرایی نکرده است، اما سه نامزد دیگر همه تحت این فشار خواهند بود.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 9:58 AM  توسط اپوزیسیون  | 

امروز حدود ساعت 10 صبح با شنیدن صدای آژیر ماشینهای آتش نشانی، آمبولانس ها و پلیس سراسیمه از منزل خارج شدم... اما به محض خارج شدن از منزل تمام دلهره ای که در وجودم ایجاد شده بود به یکباره فرو ریخت و جای خود را به ناراحتی و اندوه داد.

ماشینهای دولتی را مشاهده می کردم که در یک قطار نامنظم پشت سر هم به گشت زنی در خیابانها مشغول بودند. آن هم به مناسبت سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر.....

با خود فکر می کردم این مانور چه فایده ای می تواند داشته باشد؟ اما ذهن ناقصم به جایی قد نداد ولی در مقابل لیستی از معایب را برایم ردیف کرد که چند تا از آنها از این قراراند:

ایجاد ترافیک در سطح شهر و معطل شدن مردم. همان مردمی که جنگیدند و سوم خردادها را رقم زدند.

مصرف سوخت خودروهای دولتی، سوختی که باید در جهت خدمت به مردم صرف شود، همان مردمی که سوم خرداد را آفریدند.

غیبت تعداد زیادی از کارمندانی که باید در ساعات اداری در خدمت مردم باشند. همان مردمی که سوم خرداد را.......

یاد و خاطره حماسه سازان هشت سال دفاع مقدس را نمی توان با مانور، همایش، سخنرانی و برنامه هایی خسته کننده از این قبیل زنده نگهداشت.

متاسفانه همه به این نکته واقفیم ولی باز هم راه را به اشتباه می رویم.......

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:18 AM  توسط اپوزیسیون  | 

برای اولین بار راهی نمایشگاه کتاب شدم. بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران.

بعد از پیاده شدن از قطار و سوار شدن بر مترو احساس راحتی کرده و به دست اندر کاران پروژه احداث مترو دست مریضاد گفتم.

اما همین طور که ایستگاه به ایستگاه به مصلا- مکان برگذاری نمایشگاه- نزدیک می شدم، از آن احساس خوب کاسته می شد و در زیر فشاری که از طرف مسافران مترو و از جوانب مختلف به من وارد می شد احساس خفگی می کردم.

با تکیه بر اندک تنفسی که می توانستم بکنم، مردمی را می دیدم که دیوانه وار وارد مترو می شوند و سعی داشتند به هر قیمتی خود را در مترو جای دهند. حتی در بعضی از ایستگاهها به علت نبود جا، افرادی دورخیز کرده و به درون جمعیت شیرجه می رفتند. نمی دانستم از تعجب شاخ در بیاورم یا به حال فرهنگ مردم بگریم یا به حال بدبختی و اجبارشان یا به حال مسئولین یا به حال خودم یا.....؟

بگذریم.... به هر ترتیبی به مصلا رسیدم و از سالن کتب دانشگاهی شروع کردم، اما بعد از قدری قدم زدن در راهروها و بین غرفه ها باز همان احساس خفگی به من دست داد و این بار هم باز همان افراد، با همان حالات و من با همان درماندگی قبلی...

در مدت چند روزی که به بازدید از نمایشگاه مشغول بودم، دو موضوع متناقض مدام ذهن مرا به خود مشغول کرده بود:

از طرفی سالن ها و راهروهای نمایشگاه چنان شلوغ بود که به سختی می توانستم کتابها را به خوبی مشاهده و انتخاب کنم. موج جمعیت و سر و دست و پاهایی که به اقصی نقاط بدن من برخورد می کرد مرا به حرکت وا می داشت.!!

از طرف دیگر سرانه مطالعه در کشور ما بطور متوسط روزانه هشت دقیقه ذکر می شود!!!

به نظر شما این دو موضوع متناقض نیستند؟

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:16 AM  توسط اپوزیسیون  | 

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:37 AM  توسط اپوزیسیون  | 

چند روز از انفجارهای تروریستی عراق در میان زوار اماکن مقدسه شیعیان می گذرد. در این انفجار ها ده ها تن از جمله تعدادی از زوار ایرانی کشته و زخمی شدند.

در رابطه با این انفجارها ، هر کسی اظهار نظری می کند. بعضی ها تقصیر را به جانب اشغالگران می دانند که برای توجیه ماندگاری خود در عراق دست به چنین کارهایی می زنند، گروهی دیگر سنی های عراق را مقصر می دانند، عدی ای دیگر القاعده و گروهی جمهوری اسلامی ایران را عامل کشته و زخمی شدن این افراد می دانند.

اما چیزی که ذهن مرا به خود مشغول کرده است، و البته نهایتا به مقصر ماجرا بر میگردد حماقتی است که ایرانیان و مقامات مسئول ایرانی و عراقی در این امر از خود نشان داده اند.

می خواهم این سوال را مطرح کنم که آیا زیارت این اماکن واجب است؟ مسلما نه.

پس چرا هموطنان ما این قدر عجله دارند تا در این اوضاع قمر در عقرب عراق حتما زیارت کنند؟

یک امر مستحب را می توان انجام نداد یا حداقل وقتی چند دهه انجام آن امکانپذیر نبوده است، می توان چند سال دیگر هم صبر کرد.

به نظر بنده حتی زیارت خانه خدا هم در حالتی که خطری اینچنینی داشته باشد حرام می شود.

بنابر این به نظر بنده مقصر اصلی در این حوادث خود افراد و بعد از آن مقامات ایرانی هستند. و بعد از آنها مقامات عراقی، اشغالگران و تروریست ها.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 3:22 PM  توسط اپوزیسیون  | 

خوب من حوصله كن، داد زدن ممنوع است!

كم بكن، كم گله، فریـاد زدن ممنـوع اسـت!

 

بیـن این قــوم كه هـر كــار ثوابی‌ست كباب

دل دلســوخـتـه را بـــــاد زدن ممنـوع است!

 

تیشـه بر ریشـه فرهــــاد زدن شـیـرین اسـت

حـرفی از پیشــه فرهـــاد زدن ممنـوع است!

 

بیـن ایـن قـــوم كه از باكــرگی تـرشیــدنـد

حرف از حجــله و دامـاد زدن ممنوع اسـت!

 

«شادی» از منظــر این قوم گناهی‌ست بزرگ

بـزن آهنگ، ولی شـــاد زدن ممنوع است!...

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 9:22 AM  توسط اپوزیسیون  | 

چند روز قبل شبکه یک صدا و سیما گزارشی از دانشکده زبان فارسی در مسکو  پخش می کرد. در کنار این گزارش گریزی هم به اماکن دیدنی و توریستی مسکو زده شد. در این میان جاهایی مانند میدان صلح که تندیس یکی از فرماندهان روس در میانه آن چشم نوازی می کرد، موزه جنگ، بنای یادبود شهدا، خندق ها، تانک ها و... که در پارکی جمع آوری شده بود دیده می شدند.

چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد ، احترامی بود که افراد به این بناها و تندیس ها می گذاشتند؛ آنگونه که گزارشگر می گفت و تصاویر نشان می داد، زوج های جوان در قسمتی از مراسم ازدواج خود به این مکان آمده و به بنای یادبود شهدا ادای احترام می کنند، دسته گلی را تقدیم کرده و برای شهدا دعا می کنند. و حتما از زیر سایه تندیس فرماندهان در میدان صلح می گذرند. افراد رهگذر نیز در مقابل تندیس ها حدود یک دقیقه به حالت احترام نظامی می ایستند و ادای احترام می کنند.

در حین دیدن این برنامه به یاد شهدای خودمان افتادم شهدایی که حقیقتا جان خود را کف دستشان گرفتند و در جریان انقلاب و همچنین جنگ تحمیلی دلیرانه و شجاعانه جنگیدند و صادقانه از ما دفاع کردند و جانشان را به جان آفرین فروختند.

به این فکر می کردم که ما برای شهدا چه کرده ایم؟

مایی که ادعای اسلام داریم. ادعا داریم مسلمانیم و باور داریم شهدا هرگز نمی میرند.

آیا آنها و راه آنها را در بین خود زنده نگهداشته ایم؟ آیا آنها در قلب های ما زنده اند؟ یا در قبرهایشان؟؟

آیا کاری کرده ایم که هم میهنانمان به شهدایشان افتخار کنند؟ به جنگهایشان ببالند؟ فرماندهان جنگ ها را بستایند؟ در مقابل تندیس آنها حاضر شوند و به آنها ادای احترام کنند؟ و در بهترین روز های زندگیشان از زیر سایه آنها بگذرند؟

یا حداقل کاری کرده ایم که مردم به فرماندهان جنگ ها بد نگویند؟ و از جان بر کفان به بدی یاد نکنند؟

شکی نیست که همه مردم ما در نیت پاک شهدا و رزمندگان هم عقیده اند. اما چه شده است که امروز خیل عظیمی از مردم از انقلاب و از شهید دادنشان پشیمانند؟

چرا اینگونه شهدا در دلها میرانده شده اند؟

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 7:57 PM  توسط اپوزیسیون  | 

روز دوشنبه پنجم اسفندماه شاهد مراسم تشییع و خاکسپاری پنج تن از شهیدان گمنام در دانشگاه امیرکبیر بودیم. این برنامه تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد و با اینکه عموم مردم به این مراسم دعوت شده بودند از ورود دانشجویان مخالف جلوگیری به عمل آمد و چند تن از این دانشجویان بازداشت شدند.

در دو سال گذشته شاهد برنامه های مشابه از این دست در دانشگاههای دیگر کشور نیز بودیم که در همه آنها با وجود اینکه عده زیادی از از صاحبان صلی این مکانهای مقدس مخالف چنین کاری بودند ، اجرا شده و مخالفان به شدت سرکوب شدند. نکته ای که در این رابطه مهم می نماید این است که حاکمیت از این اقدامات چه اهدافی را دنبال می کند؟

به نظر نگارنده موارد ذیل اهم این اهداف اند:

۱- ترویج فرنگ قبر پرستی و به دنبال آن گریه و زاری و بازی با احساسات  مردم: با توجه به اینکه مردم ما عموما انسانهایی احساساتی هستند. و حاکمیت نیز این نکته را به خوبی دریافته است و از این راه سالهاست که افدام به تقویت پایه های خود و سوء استفاده از احساسات مدم می نماید.

۲-تسلط بر دانشگاه: طبق قانون ورود چهره های غیر علمی مخصوصا نیروهای نظامی و انتظامی به دانشگاه مگر با هماهنگی و کسب اجازی از مقامات دانشگاهی ممنوع می باشد. اما در مواردی که در دانشگاهها مزار شهدا ایجاد شود ، مسلما افراد عادی باید بتوانند به راحتی به آنجا رفت و آمد داشته باشند و در نتیجه نفوذ نیروهای نظامی و اطلاعاتی و لباس شخصی در عمق دانشگاه ممکن می شود.

۳- نمایش اقتدار: نشان دادن این مطلب که دستگاههای انضباطی و اطلاعاتی تسلط کافی را بر دانشگاه دارند و می توانند هر گونه اعتراضی را در نطفه خفه کرده و خواسته خود را به پیش برند. همانگونه که علاوه بر اینکه  از صدا و سیمای جمهوری اسلامی جوی آرام نمایش داده شد، در سطح رسانه های خارجی هم چیزی به نمایش در نیامد.

۴- استفاده تبلیغاتی: بدین صورت که تمام دانشگاهیان نه تنها موافق این حرکت که موافق کل نظام حاکم جلوه داده شدند.

به هر صورت گزاف نگفته ایم اگر بگوییم این افراد شهیدان را بر سر نیزه کرده اند و هیچ ابایی ندارند از این که برای ماندگاری خود هر چیزی از مقدسات انقلاب گرفته تا مقدسات اسلام همه را یک به یک بر سر نیزه کنند.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 6:2 PM  توسط اپوزیسیون  | 

106091_584.jpg

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1387ساعت 11:49 AM  توسط اپوزیسیون  |