

به نوشته سرمايه، شهروند امروز در شماره جديد خود، اعلام پرداخت 180 ميليارد تومان وام به يك زن در بانك تجارت از سوي رئيسجمهور را ناشي از اشتباه نرمافزاري عنوان كرد كه توسط دولت براي تحول در سيستم بانكي اجرا ميشده است.
بنابر نوشته اين نشريه در نخستين اجراي اين نرمافزار، رقم وام دريافت يك خانم از بانك تجارت 180 ميليارد تومان به دست ميآيد كه با اعلام گزارش به رئيسجمهور، دكتر احمدينژاد در يكي از سخنرانيهاي خود كه به مافيا ميپردازد، اعلام ميكند: يك نفر را پيدا كردهايم كه 180 ميليارد تومان وام بانكي گرفته است. اما بعداً مشخص ميشود كه نرمافزار اشكال داشته و اين خانم تنها دو ميليون تومان از بانك تجارت وام گرفته است.
بعععله
آقای شریعتمداری شده اند دانای کل.
پس بشتابید...........
سه شنبه (۳۱/۲/۸۷) در سومین روز از تجمعات دانشجویان دانشگاه لرستان، ۳۰۰ نفر از دانشجویان این دانشگاه از ساعت ۱۱ صبح با تجمع در ساختمان محل دفتر ریاست دانشگاه خواستار پاسخ گویی مسئولین دانشگاه و اعاده خواسته های خود شدند. لحظاتی بعد ۲ تن از معاونین دانشگاه با حضور در جمع دانشجویان و پذیرش تلویحی خواسته های آنان خواستار برگزاری جلسه ای با نمایندگاه دانشجویان شدند که با پذیرش دانشجویان مواجه شد. اما متاسفانه در ساعت ۱۹ اعلام شد که هیئت رئیسه دانشگاه هیچ کدام از خواسته های دانشجویان را نمی پذیرد و حاضر به برگزاری جلسه با نمایندگان دانشجویان نیز نمی باشد. پس از آن دانشجویان حاضر با مراجعه به دانشکده علوم اعلام کردند که شب را در دانشگاه سپری خواهند کرد. گفتنی است که هم چنان تعداد دیگری از دانشجویان با در دست داشتن پتو و مواد غذایی خود را به دوستان خود واقع در دانشگاه ملحق می کنند. در تجمعات امروز حضور گسترده نیروهای امنیتی کاملا محسوس بود. لازم به یادآوری است در نخستین ساعات بامداد یکشنبه (۲۸/۲/۸۷) یکی از دانشجویان دختر دانشگاه لرستان در پی بروز حادثه برق گرفتگی درگذشت. پروانه خلیلی دانشجوی ترم ششم رشته گیاه پزشکی به علت نبود هرگونه امکانات مددرسانی یا پرسنل آموزش دیده در خوابگاه و هم چنین تاخیر در اعزام به بیمارستان بدرود حیات گفت.
به نقل از خبر نامه امیرکبیر
این روزها 28 مین سالروز به اصطلاح انقلاب فرهنگی، یا در اصطلاح خودم کودتای فرهنگی است. من به این مناسبت نامه را نوشتم. دلیل این است که این اواخر آقایان نوک تیز حمله را متوجه دانشجویان کرده اند. می گویند دانشجو رفیق بازی می کند، شهوترانی می کند. آنها را می گیرند و زندان می کنند و هزار جور فشار به آنها می آورند. دانشگاه و دانشجو دوباره بیش از پیش مظلوم واقع شده اند. هرکس عقده ای و یا مساله ای دارد، آن را سر دانشجویان خالی می کند. همه کاسه کوزه ها بر سر دانشگاه و دانشجویان می شکنند. من پنجاه سال است که با دانشگاهیان سروکار دارم. این ها فرزندان من هستند. در عین حال شاهد سکوتی آزاردهنده هستم. پس تصمیم به نوشتن این نامه گرفتم.
برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب بروید.
معاون اول احمدي نژاد با بيان اينکه مردم ايران مردم سرآمدي هستند، تصريح کرد؛ ايرانيان تمدن مديريت و اداره دنيا را به ارث دارند و با خود يدک مي کشند. به گزارش شهاب نيوز پرويز داوودي در دومين گردهمايي سراسري مديران وزارت رفاه و تامين اجتماعي ميلاد تهران افزود؛ نظام سلطه و استکبار بايد از حرکت هاي ما بترسد و پيشرفت ها و فناوري هاي نوين در کشورهاي ديگر براي نظام سلطه تهديد نيست چون ظرفيت هاي موجود لازم نمي باشد. داوودي با بيان اينکه «نظام سلطه قدرت خود را به زودي از دست مي دهد» تصريح کرد؛ اين چيزي نيست که درباره آن غلو کنيم بلکه مطلبي عيني و واقعي است که عينيت آن روزبه روز بارزتر مي شود. وي با اشاره به اينکه تحقق انقلاب اسلامي ايران سرپوش ها را براي پيشرفت ملت ايران برداشت، تصريح کرد؛ اين مردم در سه دهه اخير به صورت تصاعدي و فوراني رشد کرده اند به گونه يي که امروز جمهوري اسلامي ايران از نظر دستيابي به علوم و فناوري هاي نوين در رديف چند کشور نخست دنيا قرار دارد.
برای خواندن متن کامل به ادامه مطلب بروید.
به گزارش رجانيوز در تصاوير ماهوارهاي «گوگل ارث»، پيشتر تنها عنوان «خليج فارس» به کار برده ميشد ولي در زمان بزرگنمايي تصوير منطقه، گهگاه اين عبارت به «خليج» تغيير پيدا ميکرد.
در پي اضافه شدن نام «خليج عربي» در کنار «خليج فارس» در بهمن ماه سال گذشته ، این اقدام توسط کاربران گوگل ارث به بحثهاي زيادي دامن زد و برخی از آنها طی نامهای با امضای حدوداً چهارصد هزار نفر به International Media که هم اکنون نیز پذیرای امضای معترضین است، مراتب اعتراض شدید خود را از این سایت اعلام داشتند.
گفتنی است تصميم تازهي «گوگل ارث» هنوز واکنش رسمي نهادهاي دولتي ايراني را در پي نداشته است.
اقدام کمابيش مشابهي از سوي سازمان نشنال جئوگرافيک (از بابت قرار دادن عبارت «خليج عربي» در کنار نام «خليج فارس»)، در اطلس سال 2004 اين سازمان صورت گرفته بود که نشنال جئوگرافيک، دليل اضافه کردن اين نام در کنار عنوان تاريخي «خليج فارس» را «مصطلح شدن» آن عنوان کرد. اين حرکت در پي واکنش مقامهاي رسمي و مردمی ايران، به حذف نام «خليج عربي» از نسخه اينترنتي اطلس منتهي شد ولي نشنال جئوگرافيک در نقشهي اينترنتي منطقه، يادداشتي با اين مضمون اضافه کرد: «نام تاريخي و متداولتر اين آبراه، خليج فارس است با اينحال برخي آنرا خليج عربي مي نامند.»
لازم ذکر است سازمـان ملل متحـد در دو بيانيـه، نام «خليـج فـارس» (Persian Gulf) را به عنوان تنها نام رسمي اين خلیج اعلام کرده است.
نیک آهنگ کوثر
سلام نامزد عزیزم
خوبی؟
من دیگر تصمیم خودم را گرفتم. بالاخره تصمیم گرفتم تو را انتخاب کنم. چون می دانم برای من کسی بهتر از تو وجود ندارد، نه فقط برای من بلکه برای همه مردم شهر،منطقه و کشور...
نامزد عزیز تو خودت می دانی که من به خاطر مال و ثروت تو را انتخاب نکرده ام. ما یعنی من و شما با هم قوم و خویش هم نیستیم که تو را به این علت انتخاب کرده باشم. اما باید این را هم بدانی که به علت حرفها و وعده و وعیدهایت هم تو را انتخاب نکرده ام. یک وقت فکر نکنی که من خام حرفهایت شده ام ها. نه... من هیچ وقت آدم هایی را که زیاد حرف می زنند دوست نداشته ام. این را هم بدان که به این علت که پدر شما رئیس اداره مان است هم شما را انتخاب نکرده ام.
من فقط و فقط به این خاطر که شما بسیار خوش تیپ هستید شما را از بین خیل نامزدهای تایید و رد صلاحیت شده انتخاب کرده ام. و این موضوع هیچ ربطی به نهار و شامی که در خانه همسایه تان خوردیم ویا مردمی بودن شما یا احقاق حقوق مردم و....ندارد.
به علاوه هیچ ربطی هم به آمریکای جهانخوار و استکبار جهانی و فلسطین و غزه و چین و روسیه و انرژی هسته ای و لیبی و بقیه ندارد.
اصلا هم برای من مهم نیست که ما الان در تحریم و قطعنامه سوم و..... هستیم. من با تمام قدرت در پای صندوق حاضر می شوم و رایم را به شما می دهم. چون معتقدم مجلس وکلا باید شخصی خوش سیما مانند شما را در خود داشته باشد تا بتواند یک جورهایی گلیم این مملکت را از آب اروپاییها و آمریکاییها و......ییها بیرون بکشد نه اینکه مثل بعضیها یک گلیم دیگر هم به آبشان بیاندازد.
من از همین الان امیدوارم شما بتوانید یک تنه جلسات را جلو ببرید و درصد زیادی از بودجه را صرف آبادانی شهرمان یا حداقل صرف آبادانی یک گوشه از کشور خودمان کنید.
به امید توفیق روزافزون
دوستدار و هوادار پر و پا قرص شما
مهمان دوستي بوديم از آن اقشار آسيبپذير. البته به نظرم «آسيبپذير» از زاويه ديگري غلط و برعكس است و بايد گفت «آسيبنپذير». وقتي به چهرهي درمانده و زندگي آشفتهاش نگاه ميكنم ميبينم آخر كدام بدبختي مثل اين و بيشتر از اين آسيب ميپذيرد!؟ آسيبپذير يعني گردنكلفتي كه هر آسيبي به او وارد بيايد بپذيرد و باكيش نباشد. شايد «آسيبزده» (چيزي شبيه ملخزده!) وصف حال بهتري باشد. البته پيش از اين ميگفتند: مستضعفين. بعد ديدند كه اگر بگويند مستضعفين بايد به «و نجعلهم ائمه و.......
برای خواندن متن کامل روی ادامه مطلب کلیک کنید.
چهارشنبه دهم بهمن ماه امسال شاهد دومین سفر استانی هیئت دولت به بوشهر بودیم.
یک روز قبل از این سفر یعنی سه شنبه برای انجام کاری مجبور شدم تقریبا نصف شهر را طی الارض کنم.
چیزی که توجه ام را جلب کرد، تابلوها و پوسترهای چند در چند متری بود که جهت خوش آمدگویی نصب شده بودند یا حاوی عکس رئیس جمهور محترم به همراه یکی از شعارها یا سخنان ایشان بود.
و این موارد به وفور مشاهده می شدند .... بگزریم از پارچه نوشته هایی که ادارات و سازمانها و حتی در مواردی مدارس هم با استفاده از بودجه دولتی مختص دانش آموزان در جای جای شهر نصب کرده بودند.
با خودم فکر کردم هزینه چاپ و نصب هر کدام از این پوسترهای عریض و طویل می تواند معادل با هزینه درمان یک بیمار یا تامین مایحتاج چند روزه ی یک خانواده مستضعف باشد.
حال جا دارد، دولت مترم نهم که جلوگیری از اسراف را در سرلوحه شعار و عمل خود قرار داده است، اقدامات لازم را در این راستا مبذول دارد تا نه تنها در جریان سفرهای مبارک استانی، بلکه در هیچ جای دیگری بوذجه بیت المال به هدر نرود.
ان شاالله
یکی از پایگاه های تحلیلی ـ خبری سویسی بنام "تسایت فراگن" با استناد به منابعی روسی که به نوشته نویسنده گزارش موثق هستند فاش می کند که در حاشیه اجلاس کشورهای عربی حوزه خلیج فارس در قطر بین رابرت گیتس و محمود احمدی نژاد ملاقات مخفیانه ای انجام گرفته است. طبق این گزارش، در این اجلاس محرمانه پیمان عدم حمله متقابل بین سپاه پاسداران و نیروهای نظامی آمریکا بسته شد. تحت تاثیر این پیمان و چند ساعت پس از امضای آن، دولت آمریکا اقدام به انتشار گزارش سازمان شانزده گانه امنیتی که تا آن زمان بسیار سری نگه داشته شده بود، می کند.
مقام سیا اضافه می کند: یک مقام مهم امنیتی وابسته به یکی از کشورهای حاشیه خلیج فارس از مدت ها پیش دوهفته ای یکبار برای هماهنگی امور امنیتی با تهران در رفت و آمد بود.
به گفته "رابرت بیر" در چارچوب این معامله بزرگ، آمریکا در ازای حفظ منافع خود توسط ایران آماده سپردن کنترل عراق، سوریه، لبنان، بحرین و کل خلیج فارس به ایران شده است. اجرای این طرح به گفته "بیر" به سیطره امپراطوری جدید و وسیع ایران که بسی فراتر از امپراطوری صفوی است، خواهد انجامید.
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.
چند روز قبل و در واقع تو فرجه ها بود که دیدم تو خونه نمی شه درس خوند به همین علت عزم دانشکده کردم. وقتی رسیدم در دانشکده با چهره های عجیب و غریبی مواجه شدم.افرادی که هیچ وقت اونها رو تو دانشگاه ندیده بودم. و اصلا به قیافه هاشون نمی خورد اهل دانشگاه ما باشند.
یه کم که رفتم جلوتر دیدم داخل هر کلاس یک اکیپ دارند کار می کنند و چنان با حرارت و عجله که هیچ وقت تو دانشگاه انتظارش نمی رفت. همه لامپهای سوخته تعویض شده بودند دستگیره های درها ، شیشه ها و..... همه روبه راه شدند و.....
اولش فکر کردم مسئولین دانشگاه به فکر ما و اساتید افتاده اند و در حال خوش خدمتی هستند. اما آن قیافه های ناآشنا همچنان ذهنم را مشغول کرده بود که چشمم به دو نفر از دوستان تاسیسات افتاد که یک سری از صندلی های کلاس107 را از کلاس خارج می کنند. رفتم جلوتر... دیدم همه صندلی ها را باز کرده و دارند به سالن امتحانات منتقل می کنند. وقتی از علت کارشان پرسیدم شانه هایشان را بالا انداختند و رفتند.
غریبه ها با عجله و دستپاچه گی این طرف و آن طرف می دویدند و به همه کلاسها و افرادی که کار می کردند سر میزدند و پی در پی دستوراتی صادر می کردند. از اطلاعات دانشکده پرسیدم، او هم همچون بقیه اضهار بی اطلاعی کرد. الزاما به مسجد دانشگاه رفتم و آنجا با وجود سر و صدا تا غروب درس خواندم.
حدود ساعت 10 شب که می خواستم از دانشگاه خارج شوم مسیرم را عوض کردم تا ازجلوی دانشکده بگذرم و دوباره سر و گوشی آب بدهم. تا این لحظه فقط توانسته بودم در این حد اطلاع کسب کنم که قرار است سلسله جلساتی در دانشکده برگذار شود. وقتی به در دانشکده رسیدم در نهایت شگفتی مشاهده کردم دارند قسمتی از سنگفرش جلوی در دانشکده که حدود چهار سال پس از افتتاح نیمه کاره مانده بود را درست می کنند. آن هم این موقع شب!!! و یک ماشین صندلی اداری در حال تخلیه شدن است.
تا برسم به خانه این مسائل با من بود تا اینکه یکی از هم اتاقی ها به دادم رسید و گفت قرار است رئیس جمهور با هیئت دولت دومین سفر استانی را به بوشهر داشته باشند و جلسات وزارت خانه ها در دانشکده علوم برگذار شود.
خوب ما هم شاد شدیم ...شاید نصیبی هم از آن دانشگاه محروم ما شود.
فردا صبح حدود ساعت 9:30 که جلوی سر در اصلی دانشگاه خواستم از ماشین پیاده شوم با چند پاکت سیمان مواجه شدم و بعد از آن داربستی که سر در را می پوشاند و چند کارگر که مرا به ورود از در بغل دعوت کردند. با کمال تعجب که البته بسیار کمتر از تعجب های روز قبل بود سرم را بلند کردم و تابلوی آبی رنگ جدیدی را بر سردر دیدم که در حال نصب بود. درست همان جایی که باید سه سال قبل نصب می شد.
از در که وارد شدم دیگرنه از دیدن کارگرانی که دسته دسته در جای جای محوطه به چشم می خوردند تعجب کردم و نه از آنهایی که جلو دانشکده فعال بودند نه از دستگاه نهرکن که سریعتر از قبل کار می کرد نه از پرچم های نصب شده جلوی درب اصلی نه ازدرختان یک متری تازه کاشته شده نه از لباسهای جدید حراست و آشپزها ونه از هیچ چیز دیگر....
نه من دیگر تعجب نکردم چرا که تجربه اندکی اندوخته ام و یقین دارم که هنر ما همه تزویر است و وصله کاری ....
نزویر و وصله کاری
در سراسر کشور خبر داد و اعلام کرد: تمامی گروه هایی که لیست خود را به گروه 6+5 ارائه کرده اند، شعار مورد نظر خود را نیز همراه لیست داده اند که طی چند روز آینده درباره انتخاب شعار واحد تصمیم گیری می شود.