در گذشته دور ، مردم ایران ، در مقابل کودتای ۲۸ مرداد ، سکوت کردند و به غلط کردن افتادند.
سال ها بعد که می دونستن چی نمی خوان ، ولی نمی دونستن چی می خوان ، انقلاب کردن و به غلط کردن افتادند.
تعدادی از دانشجوها ، با حمله به سفارت آمریکا در تهران ، گروگان گیری کردند و همه ملت ـ با وجود اطلاق انقلاب دوم به آن ـ باز هم به غلط کردن افتادند.
بعد از فتح خرمشهر ، باز هم به جنگ ادامه دادیم تا طعم به غلط کردن افتادن را نه با پذیرش قطعنامه ، که با افشای نامه آیت الله خمینی در جواب محسن رضایی ، ـ در سال ۸۵ ـ به خوبی بچشیم.
اون قدر خاتمی رو گنده کردیم و از او انتظار داشتیم که آخرالامر از انتخاب او به غلط کردن انداختنمان.
از رای مردم در انتخابات مجلس هفتم و شورای شهر دوم و سوم که بگذریم ، شرکت اجباری در انتخابات مجلس خبرگان ـ چون همراه انتخابات شورای شهر برگزار شد ـ غلط کردنی جدید را به ارمغان اورد.
پز دستیابی به انرژی هسته ای بومی و گلاویز شدن به دم آمریکا هم از آن غلط کردن های درست و حسابی را به دهان مسوولان خواهد آورد.
و اکنون دستگیری ملوانان یا همان تفنگداران انگلیسی در اروند رود و پخش اعترافات آن ها از تلویزیون ، مزه غلط کردن را به کودکانمان هم خواهد چشاند.
بیش بینی غلط کردن های بعدی را به شما وا می گذاریم...