تبليغاتX
آزادراه
میزان رای نظام است

برای اولین بار راهی نمایشگاه کتاب شدم. بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران.

بعد از پیاده شدن از قطار و سوار شدن بر مترو احساس راحتی کرده و به دست اندر کاران پروژه احداث مترو دست مریضاد گفتم.

اما همین طور که ایستگاه به ایستگاه به مصلا- مکان برگذاری نمایشگاه- نزدیک می شدم، از آن احساس خوب کاسته می شد و در زیر فشاری که از طرف مسافران مترو و از جوانب مختلف به من وارد می شد احساس خفگی می کردم.

با تکیه بر اندک تنفسی که می توانستم بکنم، مردمی را می دیدم که دیوانه وار وارد مترو می شوند و سعی داشتند به هر قیمتی خود را در مترو جای دهند. حتی در بعضی از ایستگاهها به علت نبود جا، افرادی دورخیز کرده و به درون جمعیت شیرجه می رفتند. نمی دانستم از تعجب شاخ در بیاورم یا به حال فرهنگ مردم بگریم یا به حال بدبختی و اجبارشان یا به حال مسئولین یا به حال خودم یا.....؟

بگذریم.... به هر ترتیبی به مصلا رسیدم و از سالن کتب دانشگاهی شروع کردم، اما بعد از قدری قدم زدن در راهروها و بین غرفه ها باز همان احساس خفگی به من دست داد و این بار هم باز همان افراد، با همان حالات و من با همان درماندگی قبلی...

در مدت چند روزی که به بازدید از نمایشگاه مشغول بودم، دو موضوع متناقض مدام ذهن مرا به خود مشغول کرده بود:

از طرفی سالن ها و راهروهای نمایشگاه چنان شلوغ بود که به سختی می توانستم کتابها را به خوبی مشاهده و انتخاب کنم. موج جمعیت و سر و دست و پاهایی که به اقصی نقاط بدن من برخورد می کرد مرا به حرکت وا می داشت.!!

از طرف دیگر سرانه مطالعه در کشور ما بطور متوسط روزانه هشت دقیقه ذکر می شود!!!

به نظر شما این دو موضوع متناقض نیستند؟

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:16 AM  توسط اپوزیسیون  | 

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 7:37 AM  توسط اپوزیسیون  | 

چند روز از انفجارهای تروریستی عراق در میان زوار اماکن مقدسه شیعیان می گذرد. در این انفجار ها ده ها تن از جمله تعدادی از زوار ایرانی کشته و زخمی شدند.

در رابطه با این انفجارها ، هر کسی اظهار نظری می کند. بعضی ها تقصیر را به جانب اشغالگران می دانند که برای توجیه ماندگاری خود در عراق دست به چنین کارهایی می زنند، گروهی دیگر سنی های عراق را مقصر می دانند، عدی ای دیگر القاعده و گروهی جمهوری اسلامی ایران را عامل کشته و زخمی شدن این افراد می دانند.

اما چیزی که ذهن مرا به خود مشغول کرده است، و البته نهایتا به مقصر ماجرا بر میگردد حماقتی است که ایرانیان و مقامات مسئول ایرانی و عراقی در این امر از خود نشان داده اند.

می خواهم این سوال را مطرح کنم که آیا زیارت این اماکن واجب است؟ مسلما نه.

پس چرا هموطنان ما این قدر عجله دارند تا در این اوضاع قمر در عقرب عراق حتما زیارت کنند؟

یک امر مستحب را می توان انجام نداد یا حداقل وقتی چند دهه انجام آن امکانپذیر نبوده است، می توان چند سال دیگر هم صبر کرد.

به نظر بنده حتی زیارت خانه خدا هم در حالتی که خطری اینچنینی داشته باشد حرام می شود.

بنابر این به نظر بنده مقصر اصلی در این حوادث خود افراد و بعد از آن مقامات ایرانی هستند. و بعد از آنها مقامات عراقی، اشغالگران و تروریست ها.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 3:22 PM  توسط اپوزیسیون  |