تبليغاتX
آزادراه
میزان رای نظام است
بعد از مدتها دوباره سراغ وبلاگم رو از خودم گرفتم

گفت: نمیدونم شاید هنوز وجود داشته باشه

گفتم: امیدوارم وجود داشته باشه

گفت: البته باید امیدوار باشی دسترسی بهش امکانپذیر باشه...

گفتم: ان شاالله

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 7:11 PM  توسط اپوزیسیون  | 

انتصاب نامشروع کذاب بزرگ، دکتر؟ احمدی نژاد به ریاست جمهوری؟ اسلامی؟ ایران را به همه مردم  اسرائیل، ایهود باراک، اوباما،کلینتون، سارکوزی، مجتبی خامنه ای، آیت ا... خامنه ای، آیت ا... مصباح، حزب لیکود، سپاه، بسیج، لباس شخصیها، و....... تبریک و کودتای سیاه  22 خرداد را به ملت شریف ایران تسلیت عرض مینماییم.  

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم خرداد 1388ساعت 12:29 PM  توسط اپوزیسیون  | 

سلام به همه دوستان

         

بدین وسیله به اطلاع ملت شهید پرور ایران علی الخصوص دوستان وبلاگ نویس میرساند این وبلاگ همزمان با آفرینش حماسه ملی در روز بیست و دوم خردادماه چهار ساله می شود.

این وبلاگ که چهار سال پیش با اهدافی از قبیل انتقاد از وضع پیش رو و وضع موجود در آینده ایجاد شد قصد دارد در آستانه چهار سالگی و در پی تغییر هیئت اجرایی کشور، نام خود را به «آزادراه» تغییر دهد.

لذا از تمامی دوستانی که در طول این چهار سال ما را با انتقادات، پیشنهادات و ...ات خود یاری کردند صمیمانه تشکر و قدر دانی می نماییم و همچون گذشته دست نیاز خود را به سوی آنان دراز نگه می داریم.

همچنین از تمامی دوستانی که اقدام به تبادل لینک نموده اند تقاضا می شود نام لینک ما را به «آزادراه» تغییر دهند.

امید که بتوانیم در جهت نیل به اهداف متعالی ملت عزیز گامی مثبت هرچه کوچک برداریم.   آمین

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 4:13 PM  توسط اپوزیسیون  | 

۱- معرفی مظلوم به آحاد ملت مظلوم:

برخوردهاي بسيار غيرمنصفانه و ظالمانه بلکه دروغ پردازي هاي بزرگ و تخريب بي سابقه اي که عليه این دولت انجام شده است درطول تاريخ بعد ازانقلاب ما نداشتيم.

دوستاني که تصميم گرفتند وارد عرصه بشوند احساس کردند که در هيچ يک از عرصه هاي مثبت و سازنده قدرت رقابت با اين دولت را ندارند.

درعرصه بين الملل متاسفانه پيروزيهاي بزرگ ملت را هم انکار کردند خدمات دولت را بطور مطلق منکر شدند.

۲- پاسخگویی:

این موضوعاتی که آقای کروبی گفتند اصلا نیاز به پاسخ ندارد.

فیلم هاله نور کاملا جعلی است.

درمورد قصد دزدیدن من بروید از خود آمریکاییها بپرسید.

يکي از زيباترين کارهاي جمهوري اسلامي آزادي ملوانها بود.

خاتمی دکتر نیست بلکه کردان دکتر است.

قضیه اون پوله هم اینطوری نبود در واقع اشتباه شده بود یک جایی ریال را با دلار جمع زده بودند....

۳- مردم یابی:

ما چرا بايد مردم را از خودمان نااميد کنيم چرا بايد اينقدر خودمان را شيفته قدرت نشان بدهيم.

از توهين به فهم وشعور مردم ومنافع مردم نمي توانم بگذرم.

من بايد ريشه اين بد اخلاقي ها ، اين جفا ها و اين فريب ها را به مردم بگويم.

۴- کمک به همنوع:

درهمين عرصه رقابت هم رقابتي بين چهار نفر نيست سه نفر عليه يک نفر است.

خوب شد که من هم داوطلبم والا اين سه عزيزي که امروز کانديدا هستند چه مي خواستند به مردم بگويند.

۵- خودکفایی:

من بعضي وقتها دلم مي سوزد يک اطلاعاتي را شما مطرح مي کنيد که مي دانم از روي بي اطلاعي است.

استنادش هم به حرف يک عده اي است که من نمي دانم اين عده کي هستند.

فکر مي کنم اگر تمام قضاوتهاي شما براساس اين استنادات باشد بايد يک تجديد نظر جدي بکنيد.

به شما علاقه مندم اين جور قضاوت براساس اطلاعات غلط اين بد است.

من نمي دانم از کجا اين اطلاعات را مي آورد.

۶- لب مطلب:

از ملت عزیز ایران می خواهم که اجازه بدهند این خادم، چهار سال دیگر هم در خدمت شان باشد.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 3:10 PM  توسط اپوزیسیون  | 

وقتی به گفتمانهای انتخاباتی نامزدها توجه می کنیم مشاهده می کنیم که افراد زیادی آقای حمدی نژاد را به دروغگویی و سیاهنمایی متهم می کنند.

اما آنچه اینجانب از مشاهده و توجه و پیگیری صحبتها به آن رسیدم و معتقد شدم چیزی غیر از این است.

به نظر بنده دکتر احمدی نژاد راستگوترین نامزد است..... علت را مختصرا شرح خواهم داد:

هر سه نامزد دیگر هر کدام لیستی از کارهای آینده ارائه می دهند که شدیدا معتقدم هیچ کدام قادر نخواهند بود آن طومار بلند بالا را بطور کامل اجرا کنند. اما دکتر احمدی نژاد نه تنها چنین برنامه ای ارائه نمی دهد بلکه در بیاناتش مدام از خصوصیات حکومت اسلامی و حکومت عدل الهی و... سخن می گوید. اما نمیگوید قصد دارد چه کاری انجام دهد یا اینکه آیا قصد برفراری چنین حکومتی را دارد یا نه؟!!

بنابراین ایشان در صورت رای آوردن هیچ گاه تحت بازخواست قرار نخواهند گرفت و نیازی نیست پاسخگو باشد که چرا وعده هایش را اجرایی نکرده است، اما سه نامزد دیگر همه تحت این فشار خواهند بود.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 9:58 AM  توسط اپوزیسیون  | 

امروز حدود ساعت 10 صبح با شنیدن صدای آژیر ماشینهای آتش نشانی، آمبولانس ها و پلیس سراسیمه از منزل خارج شدم... اما به محض خارج شدن از منزل تمام دلهره ای که در وجودم ایجاد شده بود به یکباره فرو ریخت و جای خود را به ناراحتی و اندوه داد.

ماشینهای دولتی را مشاهده می کردم که در یک قطار نامنظم پشت سر هم به گشت زنی در خیابانها مشغول بودند. آن هم به مناسبت سوم خرداد سالروز آزادسازی خرمشهر.....

با خود فکر می کردم این مانور چه فایده ای می تواند داشته باشد؟ اما ذهن ناقصم به جایی قد نداد ولی در مقابل لیستی از معایب را برایم ردیف کرد که چند تا از آنها از این قراراند:

ایجاد ترافیک در سطح شهر و معطل شدن مردم. همان مردمی که جنگیدند و سوم خردادها را رقم زدند.

مصرف سوخت خودروهای دولتی، سوختی که باید در جهت خدمت به مردم صرف شود، همان مردمی که سوم خرداد را آفریدند.

غیبت تعداد زیادی از کارمندانی که باید در ساعات اداری در خدمت مردم باشند. همان مردمی که سوم خرداد را.......

یاد و خاطره حماسه سازان هشت سال دفاع مقدس را نمی توان با مانور، همایش، سخنرانی و برنامه هایی خسته کننده از این قبیل زنده نگهداشت.

متاسفانه همه به این نکته واقفیم ولی باز هم راه را به اشتباه می رویم.......

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 11:18 AM  توسط اپوزیسیون  | 

برای اولین بار راهی نمایشگاه کتاب شدم. بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران.

بعد از پیاده شدن از قطار و سوار شدن بر مترو احساس راحتی کرده و به دست اندر کاران پروژه احداث مترو دست مریضاد گفتم.

اما همین طور که ایستگاه به ایستگاه به مصلا- مکان برگذاری نمایشگاه- نزدیک می شدم، از آن احساس خوب کاسته می شد و در زیر فشاری که از طرف مسافران مترو و از جوانب مختلف به من وارد می شد احساس خفگی می کردم.

با تکیه بر اندک تنفسی که می توانستم بکنم، مردمی را می دیدم که دیوانه وار وارد مترو می شوند و سعی داشتند به هر قیمتی خود را در مترو جای دهند. حتی در بعضی از ایستگاهها به علت نبود جا، افرادی دورخیز کرده و به درون جمعیت شیرجه می رفتند. نمی دانستم از تعجب شاخ در بیاورم یا به حال فرهنگ مردم بگریم یا به حال بدبختی و اجبارشان یا به حال مسئولین یا به حال خودم یا.....؟

بگذریم.... به هر ترتیبی به مصلا رسیدم و از سالن کتب دانشگاهی شروع کردم، اما بعد از قدری قدم زدن در راهروها و بین غرفه ها باز همان احساس خفگی به من دست داد و این بار هم باز همان افراد، با همان حالات و من با همان درماندگی قبلی...

در مدت چند روزی که به بازدید از نمایشگاه مشغول بودم، دو موضوع متناقض مدام ذهن مرا به خود مشغول کرده بود:

از طرفی سالن ها و راهروهای نمایشگاه چنان شلوغ بود که به سختی می توانستم کتابها را به خوبی مشاهده و انتخاب کنم. موج جمعیت و سر و دست و پاهایی که به اقصی نقاط بدن من برخورد می کرد مرا به حرکت وا می داشت.!!

از طرف دیگر سرانه مطالعه در کشور ما بطور متوسط روزانه هشت دقیقه ذکر می شود!!!

به نظر شما این دو موضوع متناقض نیستند؟

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 0:16 AM  توسط اپوزیسیون  | 

چند روز از انفجارهای تروریستی عراق در میان زوار اماکن مقدسه شیعیان می گذرد. در این انفجار ها ده ها تن از جمله تعدادی از زوار ایرانی کشته و زخمی شدند.

در رابطه با این انفجارها ، هر کسی اظهار نظری می کند. بعضی ها تقصیر را به جانب اشغالگران می دانند که برای توجیه ماندگاری خود در عراق دست به چنین کارهایی می زنند، گروهی دیگر سنی های عراق را مقصر می دانند، عدی ای دیگر القاعده و گروهی جمهوری اسلامی ایران را عامل کشته و زخمی شدن این افراد می دانند.

اما چیزی که ذهن مرا به خود مشغول کرده است، و البته نهایتا به مقصر ماجرا بر میگردد حماقتی است که ایرانیان و مقامات مسئول ایرانی و عراقی در این امر از خود نشان داده اند.

می خواهم این سوال را مطرح کنم که آیا زیارت این اماکن واجب است؟ مسلما نه.

پس چرا هموطنان ما این قدر عجله دارند تا در این اوضاع قمر در عقرب عراق حتما زیارت کنند؟

یک امر مستحب را می توان انجام نداد یا حداقل وقتی چند دهه انجام آن امکانپذیر نبوده است، می توان چند سال دیگر هم صبر کرد.

به نظر بنده حتی زیارت خانه خدا هم در حالتی که خطری اینچنینی داشته باشد حرام می شود.

بنابر این به نظر بنده مقصر اصلی در این حوادث خود افراد و بعد از آن مقامات ایرانی هستند. و بعد از آنها مقامات عراقی، اشغالگران و تروریست ها.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 3:22 PM  توسط اپوزیسیون  | 

چند روز قبل شبکه یک صدا و سیما گزارشی از دانشکده زبان فارسی در مسکو  پخش می کرد. در کنار این گزارش گریزی هم به اماکن دیدنی و توریستی مسکو زده شد. در این میان جاهایی مانند میدان صلح که تندیس یکی از فرماندهان روس در میانه آن چشم نوازی می کرد، موزه جنگ، بنای یادبود شهدا، خندق ها، تانک ها و... که در پارکی جمع آوری شده بود دیده می شدند.

چیزی که توجه مرا به خود جلب کرد ، احترامی بود که افراد به این بناها و تندیس ها می گذاشتند؛ آنگونه که گزارشگر می گفت و تصاویر نشان می داد، زوج های جوان در قسمتی از مراسم ازدواج خود به این مکان آمده و به بنای یادبود شهدا ادای احترام می کنند، دسته گلی را تقدیم کرده و برای شهدا دعا می کنند. و حتما از زیر سایه تندیس فرماندهان در میدان صلح می گذرند. افراد رهگذر نیز در مقابل تندیس ها حدود یک دقیقه به حالت احترام نظامی می ایستند و ادای احترام می کنند.

در حین دیدن این برنامه به یاد شهدای خودمان افتادم شهدایی که حقیقتا جان خود را کف دستشان گرفتند و در جریان انقلاب و همچنین جنگ تحمیلی دلیرانه و شجاعانه جنگیدند و صادقانه از ما دفاع کردند و جانشان را به جان آفرین فروختند.

به این فکر می کردم که ما برای شهدا چه کرده ایم؟

مایی که ادعای اسلام داریم. ادعا داریم مسلمانیم و باور داریم شهدا هرگز نمی میرند.

آیا آنها و راه آنها را در بین خود زنده نگهداشته ایم؟ آیا آنها در قلب های ما زنده اند؟ یا در قبرهایشان؟؟

آیا کاری کرده ایم که هم میهنانمان به شهدایشان افتخار کنند؟ به جنگهایشان ببالند؟ فرماندهان جنگ ها را بستایند؟ در مقابل تندیس آنها حاضر شوند و به آنها ادای احترام کنند؟ و در بهترین روز های زندگیشان از زیر سایه آنها بگذرند؟

یا حداقل کاری کرده ایم که مردم به فرماندهان جنگ ها بد نگویند؟ و از جان بر کفان به بدی یاد نکنند؟

شکی نیست که همه مردم ما در نیت پاک شهدا و رزمندگان هم عقیده اند. اما چه شده است که امروز خیل عظیمی از مردم از انقلاب و از شهید دادنشان پشیمانند؟

چرا اینگونه شهدا در دلها میرانده شده اند؟

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اسفند 1387ساعت 7:57 PM  توسط اپوزیسیون  | 

روز دوشنبه پنجم اسفندماه شاهد مراسم تشییع و خاکسپاری پنج تن از شهیدان گمنام در دانشگاه امیرکبیر بودیم. این برنامه تحت تدابیر شدید امنیتی برگزار شد و با اینکه عموم مردم به این مراسم دعوت شده بودند از ورود دانشجویان مخالف جلوگیری به عمل آمد و چند تن از این دانشجویان بازداشت شدند.

در دو سال گذشته شاهد برنامه های مشابه از این دست در دانشگاههای دیگر کشور نیز بودیم که در همه آنها با وجود اینکه عده زیادی از از صاحبان صلی این مکانهای مقدس مخالف چنین کاری بودند ، اجرا شده و مخالفان به شدت سرکوب شدند. نکته ای که در این رابطه مهم می نماید این است که حاکمیت از این اقدامات چه اهدافی را دنبال می کند؟

به نظر نگارنده موارد ذیل اهم این اهداف اند:

۱- ترویج فرنگ قبر پرستی و به دنبال آن گریه و زاری و بازی با احساسات  مردم: با توجه به اینکه مردم ما عموما انسانهایی احساساتی هستند. و حاکمیت نیز این نکته را به خوبی دریافته است و از این راه سالهاست که افدام به تقویت پایه های خود و سوء استفاده از احساسات مدم می نماید.

۲-تسلط بر دانشگاه: طبق قانون ورود چهره های غیر علمی مخصوصا نیروهای نظامی و انتظامی به دانشگاه مگر با هماهنگی و کسب اجازی از مقامات دانشگاهی ممنوع می باشد. اما در مواردی که در دانشگاهها مزار شهدا ایجاد شود ، مسلما افراد عادی باید بتوانند به راحتی به آنجا رفت و آمد داشته باشند و در نتیجه نفوذ نیروهای نظامی و اطلاعاتی و لباس شخصی در عمق دانشگاه ممکن می شود.

۳- نمایش اقتدار: نشان دادن این مطلب که دستگاههای انضباطی و اطلاعاتی تسلط کافی را بر دانشگاه دارند و می توانند هر گونه اعتراضی را در نطفه خفه کرده و خواسته خود را به پیش برند. همانگونه که علاوه بر اینکه  از صدا و سیمای جمهوری اسلامی جوی آرام نمایش داده شد، در سطح رسانه های خارجی هم چیزی به نمایش در نیامد.

۴- استفاده تبلیغاتی: بدین صورت که تمام دانشگاهیان نه تنها موافق این حرکت که موافق کل نظام حاکم جلوه داده شدند.

به هر صورت گزاف نگفته ایم اگر بگوییم این افراد شهیدان را بر سر نیزه کرده اند و هیچ ابایی ندارند از این که برای ماندگاری خود هر چیزی از مقدسات انقلاب گرفته تا مقدسات اسلام همه را یک به یک بر سر نیزه کنند.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  چهارشنبه هفتم اسفند 1387ساعت 6:2 PM  توسط اپوزیسیون  | 

آقای رئیس جمهور در مصاحبه تلویزیونی که بعد از خبر ساعت 21 سه شنبه 29 بهمن ماه از شبکه اول سیما پخش شد در پاسخ به سوالی در مورد یک میلیارد دلار پول ناپدید شده در سیستم دریافت ها و پرداخت های دولت گفت: از زمانی که وزارت نفت پول را به بانک مرکزی تحویل می دهد تا زمان واریز مبلغ به حساب خزانه ممکن است مدتی طول بکشد و احتمالا سامان بازرسی در همین بازه زمانی به بررسی مبادلات دولت پرداخته و بنابراین مبلغی از دید آنها پنهان مانده است.

حال با این اضهارات چند نکته قابل توجه است:

1-از سخنان رئیس جمهور می توان ضعف سیستم بانکی را تیجه گرفت، مطلبی که با جود اینکه صحت دارد تا این حد نیست یعنی پرداخت ها حداکثر چند ساعت بعد به حساب واریز می شوند پس در مورد این گفته آقای احمدی نژاد دو حالت قابل تصور است... یا اینکه ایشان مدت یادی است مبلغی را به هیچ حسابی واریز نکرده اند که نیاز به برداشت فوری داشته باشد یا به عبارت دیگر از سیستم بانکی کشور بی اطلاع اند و یا اینکه دولت به بانک مرکزی اجازه می دهد مبالغی را  جهت برخی استفاده ها ، روزها نزد خود نگهدارد و بعد به خزانه واریز کند.

2- اگر موارد بالا قابل رد باشد، یعنی نه آقای رئیس جمهور از سیتم بانکی بی اطلاع باشند و نه مورد دوم، با وجود اینکه ما می دانیم فاصله پرداخت مبالغ به حساب بیشتر از چند ساعت نیست و البته با فرض صدق ادعاهای آقای رئیس جمهور به عنوان دومین مقام جمهوری اسلامی، می توان به راحتی نتیجه گرفت که سازمان بازرسی احمق است چرا که این سازمان با یک بار استعلام وضعیت حسابها ، آن هم دقیقا و احتمالا بطور کاملا اتفاقی در همان بازه زمانی چند ساعته موارد را بررسی کرده و نتایج را بدون اینکه به بررسی مجدد بپردازد منتشر کرده است. البته نباید بی انصاف بود و سرعت عمل سازمان را نادیده گرفت.....

3- بنابر موارد فوق الذکر ما از آقای رئیس جمهور درخواست داریم برای جلوگیری از تکرار مجدد چنین اشتباهاتی ، حساب سازمان بازرسی را برسند و این سازمان را همچون سازمان مدیریت که اشتباهات مشابهی می کرد، به زیر مجموعه نهاد ریاست جمهوری درآورند، باشد که امام زمان دقایقی زودتر نزول اجلال بفرمایند.

آمین

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  چهارشنبه سی ام بهمن 1387ساعت 7:33 PM  توسط اپوزیسیون  | 

بسم الله الرحمن الرحیم

در آستانه سال نو میلادی هستیم. دوست دام سال جدید را تبریک بگویم اما نمی توانم... چگونه تبریک بگویم سالی را که با آتش و خون شروع می شود؟ سالی را که در شروع آن برادران و خواهرانم مظلومانه به شهادت می رسند؟ مظلومانه، با دست خالی،در شهر و خانه خودشان و بدون هیچ گناهی... تنها گناه آنها این است که دین و وطن خود را دوست دارند و به آن وفادارند... گناهشان این است که می خواهند در خانه خود زندگی کنند و نمی خواهند ونمی توانند تن به ذلت و آوارگی بدهند. نمی توانند سر فرود آورند و تا پای جان به آرمانهایشان وفادارند.

در این میان نباید هیچ انتظاری از کشورهای اسلامی و عربی داشت چرا که کشورهای به اصطلاح اسلامی ، فقط نام اسلام را یدک می کشند و این نام را برای تایید کارهای خود و داشتن بهانه ای برای توجیه کارهای پلیدشان و فرونشاندن اعتراض مردم و استحمار آنها برگزیده اند.

کشورهای عربی که دیگر نیازی به گفتن نیست اینها که فقط به فکر شکم و زیر شکمشان هستند، تا دیروز مدعی بودند که این جنگ میان اعراب و اسرائیل است اما امروز بزرگانشان با پلیدی مثل بوش روبوسی می کنند و می رقصند و با او شراب می خورند و اینگونه مهد اسلام و سرزمین وحی را اداره می کنند.

بزرگ آن یکی کشور اسلامی که همسایه غزه و تنها مرز آن با کشورهای دیگر به جز اسرائیل است –آقای نامبارک را می گویم- هم دست در دست آن خانم اسرائیلی به اداره امور اسلام می پردازد!! همان خانمی که این روزها به جنگ افتخار می کند و آنرا جنگ ارزشها می خواند.

در این بین امید ما به روحانیون بود که شیخ الازهر روی همه را سفید کرد و حاضر نشد با یهودیها ملاقات کند... حتی دست هم نداد!!!

با این اوضاع هیچ امیدی به کشورهای عربی نیست پس می مانند ایران و سازمانهای بین المللی....

ایران با اینکه نشان داده است نباید امیدی به صداقت در گفتارش داشت اما باز هم جای تشکرش باقی است که سکوت نکرده است و اگر چه قصد استفاده تبلیغاتی و پیشبرد اهدافش در منطقه و اثبات ادعاهای خود و البته فرونشاندن تب و تاب نارضایتی مردم در داخل کشور دارد اما باز هم باید از شعارها و حمایتهای ایران ممنون بود.

سازمانهای بین المللی هم که هیچ قدرتی ندارند و همه آنها بازیچه دست یک سری قدرتهای بی وجدان هستند پس بهتر است اصلا در موردشان حرفی نزنیم و هیچ حسابی هم روی آنها باز نکنیم.

با اوضاع پیش گفته تنها کاری که از دست ما بر می آید، درخواست و توسل به تنها حکومت بی طرف ، قدرتمند، صادق و عادل موجود در تمام عالم است ... شاید درخواست های ما در نهایت دیگ صبر فرمانروا را به جوش آورد و ظالمان را به آهی بسوزد.

آمین

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم دی 1387ساعت 11:23 AM  توسط اپوزیسیون  | 

دکتر محمود احمدی نژاد در سخنان خود در گفتگوی خبری گفت:

"ذخایر ارزی کشور در طول انقلاب بی سابقه است."

"ساختار اقتصادی کشورهای غربی نادرست و مبتنی بر ظلم است."

" در کشورهای غربی فقر بیداد میکند."

 

حال از آنجایی که ذخایر ارزی کشور مملو است و خزانه ها ، حساب ها و بانک ها برای آنها جا ندارند و ذخایر جدید هم در راه است نگارنده پیشنهاد میدهد:

رئیس جمهور محبوب مقداری از این ذخایر را برای حل مشکل فقر مردم کشورهای غربی و مقداری دیگر را برای درمان و التیام بیماری اقتصادی آن کشورها استفاده کنند تا علاوه بر اینکه کشورمان  از اجر معنوی کمک به مستمندان و بیچارگان و درماندگان بهره مند می شود برای ذخیره این ثروتها جایی باز شود و این مشکل بزرگ رو به افول نهد و هم آن کشورهای پر ادعا چند روزی وام دار ما باشند بلکه به جای محور شرارت ما را محور الطاف الهی بخوانند.

وهمچنین البته یک وقت دکتر محبوبمان به علت ذخیره کردن ارز فراوان در زمره مفسدان اقتصادی قرار نگیرند.       انشاءالله

                                                            و من الله التوفیق 

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 5:55 PM  توسط اپوزیسیون  | 

سلام نامزد عزیزم

خوبی؟

من دیگر تصمیم خودم را گرفتم. بالاخره تصمیم گرفتم تو را انتخاب کنم. چون می دانم برای من کسی بهتر از تو وجود ندارد، نه فقط برای من بلکه برای همه مردم شهر،منطقه و کشور...

نامزد عزیز تو خودت می دانی که من به خاطر مال و ثروت تو را انتخاب نکرده ام. ما یعنی من و شما با هم قوم و خویش هم نیستیم که تو را به این علت انتخاب کرده باشم. اما باید این را هم بدانی که به علت حرفها و وعده و وعیدهایت هم تو را انتخاب نکرده ام. یک وقت فکر نکنی که من خام حرفهایت شده ام ها. نه... من هیچ وقت آدم هایی را که زیاد حرف می زنند دوست نداشته ام. این را هم بدان که به این علت که پدر شما رئیس اداره مان است هم شما را انتخاب نکرده ام.

من فقط و فقط به این خاطر که شما بسیار خوش تیپ هستید شما را از بین خیل نامزدهای تایید و رد صلاحیت شده انتخاب کرده ام. و این موضوع هیچ ربطی به نهار و شامی که در خانه همسایه تان خوردیم ویا مردمی بودن شما یا احقاق حقوق مردم و....ندارد.

به علاوه هیچ ربطی هم به آمریکای جهانخوار و استکبار جهانی و فلسطین و غزه و چین و روسیه و انرژی هسته ای و لیبی و بقیه ندارد.

اصلا هم برای من مهم نیست که ما الان در تحریم و قطعنامه سوم و..... هستیم. من با تمام قدرت در پای صندوق حاضر می شوم و رایم را به شما می دهم. چون معتقدم مجلس وکلا باید شخصی خوش سیما مانند شما را در خود داشته باشد تا بتواند یک جورهایی گلیم این مملکت را از آب اروپاییها و آمریکاییها و......ییها بیرون بکشد نه اینکه مثل بعضیها یک گلیم دیگر هم به آبشان بیاندازد.

من از همین الان امیدوارم شما بتوانید یک تنه جلسات را جلو ببرید و درصد زیادی از بودجه را صرف آبادانی شهرمان یا حداقل صرف آبادانی یک گوشه از کشور خودمان کنید.

                  

                                   به امید توفیق روزافزون

                            دوستدار و هوادار پر و پا قرص شما

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386ساعت 5:34 PM  توسط اپوزیسیون  | 

چهارشنبه دهم بهمن ماه امسال شاهد دومین سفر استانی هیئت دولت به بوشهر بودیم.

یک روز قبل از این سفر یعنی سه شنبه برای انجام کاری مجبور شدم تقریبا نصف شهر را طی الارض کنم.

چیزی که توجه ام را جلب کرد، تابلوها و پوسترهای چند در چند متری بود که جهت خوش آمدگویی نصب شده بودند یا حاوی عکس رئیس جمهور محترم به همراه یکی از شعارها یا سخنان ایشان بود.

و این موارد به وفور مشاهده می شدند .... بگزریم از پارچه نوشته هایی که ادارات و سازمانها و حتی در مواردی مدارس هم با استفاده از بودجه دولتی مختص دانش آموزان در جای جای شهر نصب کرده بودند.

با خودم فکر کردم هزینه چاپ و نصب هر کدام از این پوسترهای عریض و طویل می تواند معادل با هزینه درمان یک بیمار یا تامین مایحتاج چند روزه ی یک خانواده مستضعف باشد.

حال جا دارد، دولت مترم نهم که جلوگیری از اسراف را در سرلوحه شعار و عمل خود قرار داده است، اقدامات لازم را در این راستا مبذول دارد تا نه تنها در جریان سفرهای مبارک استانی، بلکه در هیچ جای دیگری بوذجه بیت المال به هدر نرود.

ان شاالله

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 10:18 PM  توسط اپوزیسیون  | 

چند روز قبل و در واقع تو فرجه ها بود که دیدم تو خونه نمی شه درس خوند به همین علت عزم دانشکده کردم. وقتی رسیدم در دانشکده با چهره های عجیب و غریبی مواجه شدم.افرادی که هیچ وقت اونها رو تو دانشگاه ندیده بودم. و اصلا به قیافه هاشون نمی خورد اهل دانشگاه ما باشند.

یه کم که رفتم جلوتر دیدم داخل هر کلاس یک اکیپ دارند کار می کنند و چنان با حرارت و عجله که هیچ وقت تو دانشگاه انتظارش نمی رفت. همه لامپهای سوخته تعویض شده بودند دستگیره های درها ، شیشه ها و..... همه روبه راه  شدند و.....

اولش فکر کردم مسئولین دانشگاه به فکر ما و اساتید افتاده اند و در حال خوش خدمتی هستند. اما آن قیافه های ناآشنا همچنان ذهنم را مشغول کرده بود که چشمم به دو نفر از دوستان تاسیسات افتاد که یک سری از صندلی های کلاس107 را از کلاس خارج می کنند. رفتم جلوتر... دیدم همه صندلی ها را باز کرده و دارند به سالن امتحانات منتقل می کنند. وقتی از علت کارشان پرسیدم شانه هایشان را بالا انداختند و رفتند.

غریبه ها با عجله و دستپاچه گی این طرف  و آن طرف می دویدند و به همه کلاسها و افرادی که کار می کردند سر میزدند و پی در پی دستوراتی صادر می کردند. از اطلاعات دانشکده پرسیدم، او هم همچون بقیه اضهار بی اطلاعی کرد. الزاما به مسجد دانشگاه رفتم  و آنجا با وجود سر و صدا تا غروب درس خواندم.

حدود ساعت 10 شب که می خواستم از دانشگاه خارج شوم مسیرم را عوض کردم تا ازجلوی دانشکده بگذرم و دوباره سر و گوشی آب بدهم. تا این لحظه فقط توانسته بودم در این حد اطلاع کسب کنم که قرار است سلسله جلساتی در دانشکده برگذار شود. وقتی به در دانشکده رسیدم در نهایت شگفتی مشاهده کردم دارند قسمتی از سنگفرش جلوی در دانشکده که حدود چهار سال پس از افتتاح  نیمه کاره مانده بود را درست می کنند. آن هم این موقع شب!!! و یک ماشین صندلی اداری در حال تخلیه شدن است.

تا برسم به خانه این مسائل با من بود تا اینکه یکی از هم اتاقی ها به دادم رسید و گفت قرار است رئیس جمهور با هیئت دولت دومین سفر استانی را به بوشهر داشته باشند و جلسات وزارت خانه ها در دانشکده علوم برگذار شود.

خوب ما هم شاد شدیم ...شاید نصیبی هم از آن دانشگاه محروم ما شود.

فردا صبح حدود ساعت 9:30 که جلوی سر در اصلی دانشگاه خواستم از ماشین پیاده شوم  با چند پاکت سیمان مواجه شدم و بعد از آن داربستی که سر در را می پوشاند و چند کارگر که مرا به ورود از در بغل دعوت کردند. با کمال تعجب که البته بسیار کمتر از تعجب های روز قبل بود سرم را بلند کردم و تابلوی آبی رنگ جدیدی را بر سردر دیدم که در حال نصب بود. درست همان جایی که باید سه سال قبل نصب می شد.

از در که وارد شدم دیگرنه از دیدن کارگرانی که دسته دسته در جای جای محوطه به چشم می خوردند تعجب کردم و نه از آنهایی که جلو دانشکده فعال بودند نه از دستگاه نهرکن که سریعتر از قبل کار می کرد نه از پرچم های نصب شده جلوی درب اصلی نه ازدرختان یک متری تازه کاشته شده نه از لباسهای جدید حراست و آشپزها ونه از هیچ چیز دیگر....

 نه من دیگر تعجب نکردم چرا که تجربه اندکی اندوخته ام و یقین دارم که هنر ما همه تزویر است و وصله کاری ....

نزویر و وصله کاری

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 3:40 PM  توسط اپوزیسیون  | 

از آنجا که وزارت محترم علوم ملزم به ستاره گزاری بعضیهاست پیشنهاد می شود در راستای اجرای این مهم چند سوال ستاره یاب در سوالات کنکور گنجانده شود. در این راستا سوالات زیر پیشنهاد می گردد:

با توجه با بیت زیر به سوالات پاسخ دهید:

بز به صحرا رود و بزغاله                  کند از دوری مادر ناله

۱- در بیت فوق منظور از بزغاله چیست؟

الف) موجودی است چهارپا                            ب)منتقد

ج)استعاره از مخالف است                              د)گزینه ۲و۳

۲- در بیت فوق منظور از صحرا چیست؟

الف) دشت                                                 ب)زندان

ج) خارج از کشور                                          د) قبرستان

۳-در بیت فوق منظور از مادر چیست؟

الف) همان مامان خودمان است                    ب)وطن

ج)سلامتی                                                 د)زندگی

۴-کدام شاعر خواننده و شعارنده زیر این شعر را اجرا نموده است؟

الف) محمود                                               ب) الهام

ج) فاطمه                                                    د) همه موارد

۵-چرا از این کلمات استفاده کرده است؟

الف)میخواهد با ادبیاتی نو عجم را زنده کند.

ب)لحن کلامش همین طوری است.

ج) از دست بعضیها دیگر به اینجایش رسیده است.

د)می خواهد بزغاله ها را بشناسد و دستشان را ببوسد.

 

بقیه سوالات متعاقبا اعلام می شود.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  سه شنبه ششم آذر 1386ساعت 3:25 PM  توسط اپوزیسیون  | 

سید ابراهیم نبوی رو که میشناسید

به جز طنز انتقادی جک هم میگه ... ولی بعضی وقتها حرفهاش بد جور درست از آب در میاد و بد جور هم به دل میشینه... مثلا این یکی رو بخونید .. اصل حقیقته اصلا هم طنز نیست.........

اگرچه ممکن است منتقدان انقلاب بگویند که بزرگترین دشمن انقلاب ایران در سال 57 سالن های سینما و مراکز بانکها بود که توسط انقلابیون مورد حمله واقع شده و شیشه های آن می شکست یا سالن های آن آتش زده می شد، اما هیچ شکی وجود ندارد که پس از انقلاب ایران، اگر دو چیز، و فقط دو چیز در ایران پیشرفت گرده باشد، اولی سینمای ایران به عنوان مهم ترین تولید فرهنگی و دومی بانکها به عنوان تنها موسسات سودآور مالی و اقتصادی می باشد.

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آبان 1386ساعت 5:19 PM  توسط اپوزیسیون  | 

هر روز كه مي گذرد و به هفتم خرداد نزديكتر مي شويم، عطش من براي ديدن چهره عزيزاني كه مخالف مذاكره با آمريكا ( بخوانيد استكبار جهاني ) بودند، بيشتر و بيشتر مي شود. تصور كنيد كه روزنامه هاي صبح روز بعد، عكس سفير ايالات متحده و نماينده دولت جمهوري اسلامي را در كنار هم به تصوير بكشند. من نمي توانم واكنش برادران را پس از ديدن اين عكس حدس بزنم، اما هر چه باشد ديدنيست. گويا برادران دوست ندارند از لفظ مذاكره استفاده كنند و همچنان انجام هرگونه مذاكره اي را رد و محكوم مي كنند!!! لابد برادران نامه نگاري(البته بدون جواب) رئيس دولت اصولگرا را  به جرج بوش هم نشانه قدرت مي دانند و برداشت نوعي خواهش ( بخوانيد التماس ) را از آن نمي كنند. جالب است كه برادران مذاكره را سياست دولت مي دانستند و معتقد بودند كه راس نظام با آن مخالف است، اما ...... 

بگذريم؛ در آخر با توجه به شرايط جديد، پيشنهاد من براي برادران و خواهران اين است كه از اين به بعد به جاي شعار حماسي و دشمن شكن "مرگ بر آمريكا"، از "مرگ بر آمريكا جون" استفاده كنند. هم ملايم تر و هم مودبانه تر به نظر مي رسد

داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 10:7 PM  توسط اپوزیسیون  | 

 خبر کوتاه این است.نزدیک به چهل نفر از فعالان زن در چلو دادگاه انقلاب بازداشت شده اند.
این اتفاق در آستانه روز جهانی زن رخ داده است.ممکن است مسئولین ما برای خیلی از موضوعاتی که مورد ارزش و احترام جهانی ست، تره هم خورد نکنند.خوب این حق مسلم آنهاست.ولی پاسخ به افکار عمومی دنیا که همواره نسبت به مسئله زنان حساس بوده ،با چنین برخوردهای خشنی چه خواهد بود؟
داغ کن - کلوب دات کام + نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 6:27 PM  توسط اپوزیسیون  |