انتصاب نامشروع کذاب بزرگ، دکتر؟ احمدی نژاد به ریاست جمهوری؟ اسلامی؟ ایران را به همه مردم اسرائیل، ایهود باراک، اوباما،کلینتون، سارکوزی، مجتبی خامنه ای، آیت ا... خامنه ای، آیت ا... مصباح، حزب لیکود، سپاه، بسیج، لباس شخصیها، و....... تبریک و کودتای سیاه 22 خرداد را به ملت شریف ایران تسلیت عرض مینماییم.
برای اولین بار راهی نمایشگاه کتاب شدم. بیست و دومین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران.
بعد از پیاده شدن از قطار و سوار شدن بر مترو احساس راحتی کرده و به دست اندر کاران پروژه احداث مترو دست مریضاد گفتم.
اما همین طور که ایستگاه به ایستگاه به مصلا- مکان برگذاری نمایشگاه- نزدیک می شدم، از آن احساس خوب کاسته می شد و در زیر فشاری که از طرف مسافران مترو و از جوانب مختلف به من وارد می شد احساس خفگی می کردم.
با تکیه بر اندک تنفسی که می توانستم بکنم، مردمی را می دیدم که دیوانه وار وارد مترو می شوند و سعی داشتند به هر قیمتی خود را در مترو جای دهند. حتی در بعضی از ایستگاهها به علت نبود جا، افرادی دورخیز کرده و به درون جمعیت شیرجه می رفتند. نمی دانستم از تعجب شاخ در بیاورم یا به حال فرهنگ مردم بگریم یا به حال بدبختی و اجبارشان یا به حال مسئولین یا به حال خودم یا.....؟
بگذریم.... به هر ترتیبی به مصلا رسیدم و از سالن کتب دانشگاهی شروع کردم، اما بعد از قدری قدم زدن در راهروها و بین غرفه ها باز همان احساس خفگی به من دست داد و این بار هم باز همان افراد، با همان حالات و من با همان درماندگی قبلی...
در مدت چند روزی که به بازدید از نمایشگاه مشغول بودم، دو موضوع متناقض مدام ذهن مرا به خود مشغول کرده بود:
از طرفی سالن ها و راهروهای نمایشگاه چنان شلوغ بود که به سختی می توانستم کتابها را به خوبی مشاهده و انتخاب کنم. موج جمعیت و سر و دست و پاهایی که به اقصی نقاط بدن من برخورد می کرد مرا به حرکت وا می داشت.!!
از طرف دیگر سرانه مطالعه در کشور ما بطور متوسط روزانه هشت دقیقه ذکر می شود!!!
به نظر شما این دو موضوع متناقض نیستند؟

به گزارش رجانيوز در تصاوير ماهوارهاي «گوگل ارث»، پيشتر تنها عنوان «خليج فارس» به کار برده ميشد ولي در زمان بزرگنمايي تصوير منطقه، گهگاه اين عبارت به «خليج» تغيير پيدا ميکرد.
در پي اضافه شدن نام «خليج عربي» در کنار «خليج فارس» در بهمن ماه سال گذشته ، این اقدام توسط کاربران گوگل ارث به بحثهاي زيادي دامن زد و برخی از آنها طی نامهای با امضای حدوداً چهارصد هزار نفر به International Media که هم اکنون نیز پذیرای امضای معترضین است، مراتب اعتراض شدید خود را از این سایت اعلام داشتند.
گفتنی است تصميم تازهي «گوگل ارث» هنوز واکنش رسمي نهادهاي دولتي ايراني را در پي نداشته است.
اقدام کمابيش مشابهي از سوي سازمان نشنال جئوگرافيک (از بابت قرار دادن عبارت «خليج عربي» در کنار نام «خليج فارس»)، در اطلس سال 2004 اين سازمان صورت گرفته بود که نشنال جئوگرافيک، دليل اضافه کردن اين نام در کنار عنوان تاريخي «خليج فارس» را «مصطلح شدن» آن عنوان کرد. اين حرکت در پي واکنش مقامهاي رسمي و مردمی ايران، به حذف نام «خليج عربي» از نسخه اينترنتي اطلس منتهي شد ولي نشنال جئوگرافيک در نقشهي اينترنتي منطقه، يادداشتي با اين مضمون اضافه کرد: «نام تاريخي و متداولتر اين آبراه، خليج فارس است با اينحال برخي آنرا خليج عربي مي نامند.»
لازم ذکر است سازمـان ملل متحـد در دو بيانيـه، نام «خليـج فـارس» (Persian Gulf) را به عنوان تنها نام رسمي اين خلیج اعلام کرده است.
مردم محلۀ جوادیه بجنورد که از برادران ترکمن هستند و نیاز به مسجدی برای برگزاری نماز داشتند، زمینی را خریداری و هیأتی را برای پیگیری مجوز ساخت تعیین کردند. هیأت مذکور از سال ۸۲ تمام تلاش خود را بکار برده تا اینکه مجوز ساخت مسجد صادر و برای امضای شخصی که مسئول ساخت مساجد خراسان شمالی است باقی میماند. وقتی هیات پیگیری ناامید شدند به تهران مراجعه کرده و از تهران هم نتیجهای نگرفتند. سپس به مشهد مراجعه کرده و بالاخره در سال ۸۴ اقدام به ساختن مسجد کردند و مقداری از مسجد ساخته شد. پس از اینکه در طول ۱۳ ماه در این مسجد نماز جماعت برگزار شده، کلاسهای آموزش قرآن برای کودکان و نوجوانان دایر گشته، زیرزمین مسجد تکمیل و همکف نزدیک به تکمیل بوده است، در روز یکشنبه ۵/۸/۸۶ از امام جماعت و مقتدیان مسجد خواسته میشود تا مسجد را تخریب کنند و حق برگزاری نماز جماعت را ندارند! در غیر اینصورت خودشان دست به کار خواهند شد!
شب سهشنبه ۷/۸/۸۶ تهدید خود را عملی کرده و با گماردن ماموران مسلح در اطراف و دستگیری امام جماعت و هیات امنای مسجد ساعت ۲۳ شب تخریب مسجد را آغاز میکنند و تا بامداد مسجد کاملا تخریب شده و تا صبح برای فضای سبز آماده میشود!
این اتفقات و از قبیل آن در حالی رخ میدهد که اهلسنت در بسیاری مناطق برای گرفتن مجوز ساخت مسجد مشکلات فراوانی دارند. مشکل ساخت مسجد برای اهلسنت فقط در تهران وجود ندارد بلکه در بسیاری مناطق دیگر، جامعه اهلسنت در این زمینه با مشکل مواجه هستند و گاهی مجبورند که پس ا ز نا امید شدن از گرفتن مجوز، مسجد مورد نیازشان را بسازند و با چنان سرنوشتی روبرو شوند.